حجت الاسلام ثرائی مدیر مدرسه علمیه ملاعبدالله بشرویه در مقاله ای به محکومیت اقدام سخیف دولتهای غربی در اهانت گستاخانه به ساحت پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله و سلم پرداخت .این مقاله که در وبلاگ شخصی ایشان رسم زمانه و چند سایت ارزشی منعکس شده از نظر شما خوانندگان عزیز خواهد گذشت.
در حالی که این روزها جهان اسلام و بلکه عالم بشریت،داغدار اهانت سخیف غرب به ساحت نورانی گرامی ترین مخلوق خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است،شاهد حرکات و تلاش ها و محکومیت های زبانی و عملی خودجوش از آزادگان جهان هستیم.
دقت در پروسه عجولانه ی تهیه ، تولید و پخش فیلم موهن به پیامبر نور و رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم)که جهان از درک شخصیّت والای او عاجز است ، نکاتی را برای هر انسان تیزبین و غیرتمندی روشن می سازد.
1- اگر چه این حرکت زشت هم همانند همه اقدامات عجولانه و منفعلانه دشمنان ادیان الهی از زمان خلقت آدم علی نبینا و آله و علیه السلام موجب رنجش خاطر و دلشکستگی همه مومنین به مکاتب آسمانی گردید اما همانگونه که خداوند متعال وعده داده این بار هم مشت بر سندان کوفتن و آب در هاون کوبیدن است چرا که يريدون أن يطفئوا نور الله بأفواههم والله متم نوره ولو كره الكافرون
و به قول شاعر:چراغی را که ایزد برفروزد هر آن کس پف کند ریشش(ریشه ش) بسوزد.
2- نکته دیگر که نتیجه قطعی و طبیعی این گونه اعمال است وحدت بیش از پیش امت اسلامی است.شاید اوباما و سگ قلاده به گردن او شیمون پرز ، اگر نتیجه این اقدامات سخیف را می دانستند کمتر مرتکب آن می شدند و برای مقابله با بیداری اسلامی ، راهی دیگر را پیش می گرفتند.
تاریخ نشان داده هر زمان اهانت به مقدسات و مشترکات صورت گرفته ، وحدت جامعه اسلامی و تاکید بر مشترکات بیشتر از پیش شده و به قول شاعر:عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.
3-نکته دردناک و دردآور در این گونه حوادث که نه با معیارهای دینی سازگار اند و نه با معیارهای بشری و مدنی،وجود نقاط ضعف و منافذ قابل نفوذ در امت اسلامی است که طمع غرب را برای به سخره گرفتن بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان،بیشتر می کند.واقعیّت قابل تامل و انکار ناپذیر و رنج آور آن است که یک و نیم میلیارد مسلمان ، بیش از آن چه انتظار می رود از هم فاصله دارند و تفرقه در بین صفوف آنان باعث طمع غرب به نفوذ در این جبهه ی به ظاهر متحد شده است.
آبادی بتخانه ، ز ویرانی ماست جمعیت کفر از پریشانی ماست
4- نکته پایانی و مهم تر که همه این نکات را تحت الشعاع خود قرار می دهد آن است که مسلمانان و در رأس آنها دولتمردان کشورهای اسلامی،باید در مقابل این گونه رفتارهای زننده ابتکار عمل را به دست گیرند.
حقیقت تلخ آن است که جواب اهانت های شرم آور غرب با صدور و امضای بیانیه و نطق پیش از دستور و ... داده نمی شود.باید بپذیریم دفاع از ساحت پیامبر عظیم الشأن (صلی الله علیه و آله و سلم)وظیفه ی آحاد ملتهای اسلامی است نه سازمان ملل که از آن درخواست دفاع از حیثیت پیامبر عظیم الشأن را داشته باشیم.
دفاع از پیامبر عظیم الشأن(صلی الله علیه و آله و سلم) با عافیت طلبی و بیانیه و قطع نامه ممکن نیست.شاهد تاسف بار بر این مطلب ، خونسردی مرموزانه اوباما و وزیر خارجه آمریکاست که پس از گذشت روزها از این فاجعه،از آن به عنوان دفاع از آزادی بیان یاد می کنند و در عین حال با انجام نمایشی ساختگی در توقیف روزنامه انگلیسی به خاطر انتشار عکس های خانوادگی ملکه انگلیس می خواهند این نکته را به امت به ظاهر منسجم اسلامی القا کنند که شما در دفاع از بزرگترین و مقدس ترین مقدسات خود عاجز تر از خانواده ملکه انگلیس هستید.واقعیتی که باید بپذیریم و فرار از پذیرفتن آن موجب اهانت های بعدی و بعدی خواهد شد. من نام لم ینم عنه
اما راه حل کجاست؟
راه حل این گونه حوادث تنها و تنها یک جمله است.امت اسلامی باید ابتکار عمل را در برخورد با حوادث این چنینی به دست گیرد.نه تنها آمریکا و کشورهای دخیل در چنین حوادثی بلکه همه ی جامعه ی غرب باید تاوان اعمال سخیف خود را با تمام وجود لمس کند.
غرب نباید قدرت پیش بینی رفتار مسلمانان را در چنین وقایعی داشته باشد.رفتاری که متاسفانه در تمام اهانت های این سالها قابل پیش بینی است.یعنی راهپیمایی،صدور بیانیه،اکتفا به محکومیت لفظی و ...
و در یک کلام غرب باید بداند که منطق مسلمانان در پاسخ به این اهانت ها جمله معروف: کلوخ انداز را پاداش سنگ است ، می باشد.البته پاداشی نه از روی عجله و شتاب بلکه پاداشی برگرفته از منطق اسلامی و غیرت دینی.
بیاییم در دفاع از پیامبرمان غیرتمندانه وارد عمل شویم.